غیر نقد و بررسی
329 بازدید ها 0 دیدگاه

نقد و بررسی فیلم ایرانی لاتاری

توسطدراسفند ۱۱, ۱۳۹۶
 

این مطلب نقد فیلم لاتاری نیست که یکی از فیلم‌های بخش سودای سیمرغ سی و ششمین جشنواره فیلم فجر است. شکوه و شکایت هم نیست. تأسف و حسرت برای فیلم‌سازی که فیلم قبلی‌اش را دوست داشتم و میزانسن‌ها و شکل تدوین و روند فیلم‌نامه‌اش را تحسین می‌کردم، هم نیست. حتی حاصل خشونتی که از دل فیلم به نوشته‌ام راه پیدا کرده هم نیست. ربطی هم به سخن‌های جنجالی فیلم‌ساز در صدا و سیما و برنامه هفت ندارد که خودش، فیلمش را شعاری و شعارزده خوانده و به آن افتخار کرده است. واقعیتش به هزینه‌های آن‌چنانی فیلم‌هایی که از ارگان‌های به خصوص حمایت می‌شوند هم ارتباطی ندارد؛ بلاخره دستشان می‌رسد و درخواست ما جز این نیست که ای که دستت می‌رسد کاری نکن که پشیمانی به بار آید.

این مطلب حاصل نگرانی برای فیلم‌نامه غلط انداز لاتاری هم نیست. فیلم‌نامه‌ای که بیش از هر چیز شبیه یک فیلم جنجالی دیگر است که کاملاً اتفاقی اسمی شبیه به همین فیلم دارد:‌ لانتوری ساخته رضا درمیشیان. وجه تشابه این دوفیلم ایرانی نگاه غیر انسانی فیلم‌ساز به مسائل جامعه‌اش است. در هر دو فیلم مخاطب، المان‌هایی از جامعه را جلوی چشمش روی پرده می‌بیند که دغدغه‌اش هستند. از اختلاف طبقاتی و فقر و مشکل اقتصادی شخصیت‌ها گرفته تا عشق‌های ناکام جوان‌ها، خودفروشی، فحشا و همه مباحث پرالتهاب جامعه که خون مخاطبان را به جوش آورده است. به این مسائل خون به جوش آمدن‌های تاریخی مردم ایران را هم اضافه کنید، نفرت از عرب‌ها و آقازاده‌ها و قصه تمام می‌شود. فیلمساز در تمام مدت فیلم به مسائلی اشاره می‌کند که سال‌هاست کفر مردم را درآورده، تا امتیاز مورد نظر خود را به دست بیاورد.

فیلم لاتاری

فیلم لاتاری با تصاویری مستند‌گونه و فرم تدوینی مشابه ماجرای نیمروز آغاز می‌شود

مهدویان از سینمای مستند می‌آید. حتی ارتباطش با سینمای مستند را کماکان حفظ کرده و در جشنواره سینما حقیقت امسال فیلم ترور سرچشمه را روی پرده داشته که به حوادث تروری می‌پرداخت که در آن آیت‌الله بهشتی شهید شد. مسئله اصلی آن فیلم یافتن حقیقت ماجرایی بود که سال‌ها پیش رخ داده و پرونده‌اش نیمه‌تمام مانده است. در دو تجربه اول سینمايی‌اش تلاش کرد فیلمی با حال و هوای مستند-داستانی بسازد. حال و هوایی که باعث می‌شود که تصور رئالیستی بودن از فیلم داشته باشیم و به همین دلیل راحت‌تر واقعی بودن فیلم و حرف فیلم‌ساز را بپذیریم. اما، یک اثر هنری را نمی‌توان به صرف آنکه به امور ملموس زندگی روزمره یا شخصیت‌های معمولی یا حتی غیر مرفه جامعه می‌پردازد، اثری رئالیستی تلقی کرد.

فیلم لاتاری با تصاویری مستند‌گونه و فرم تدوینی مشابه ماجرای نیمروز آغاز می‌شود. بالطبع از آنجایی که زمان فیلم در حال حاضر است جذابیت‌های مربوط به فضاسازی را هم ندارد. از آن گذشته در ماجرای نیمروز روایت دوربین هم‌راستا می‌شود با روایت جوان اصلی فیلم که به عکاسی از شرایط ملتهب آن روزها مشغول شده اما راوی در لاتاری نامشخص است. فیلم‌ساز از همان لحظه آغازین خودش را نشان‌مان می‌دهد و نگاه از بالا به پایین فیلم و به زعم خود فیلم‌ساز شعاری (خشت اول کج فیلم) درست از همین نقطه شروع می‌شود. آشکارترین نشانه‌ای که نشان‌دهنده ساختار فیلم به انگیزه رئالیستی باشد، از طریق میزانسن فیلم، آن هم با استفاده از بازیگران غیرحرفه‌ای و فیلمبرداری در مکان‌های واقعی و محیط‌های آزاد نمود پیدا کند. استفاده از مکان‌های شهری و واقعی و القای فرم مستندگونه یک پاسخ مشخص برای بیننده دارد:‌ با یک فیلم اجتماعی سر و کار داریم که سعی دارد واقع‌گرا هم باشد. اما سوال اینجا است که این فرم مستند گونه و فیلمی که شبیه به فضای کلی اجتماع ساخته شده است آیا انگیزه رئالیستی و واقع‌گرایانه دارد یا فقط ظاهری از واقعیت را برای رسیدن به اهداف دیگر به ما نشان می‌دهد. اتفاقاً تصور من این است که نگاه فیلم‌ساز شباهت زیادی به شخصیت سامی در فیلم دارد. سامی با وعده مدلینگ، دختران ایرانی را فریب می‌دهد و به دبی می‌برد تا از آن‌ها سواستفاده‌ کند. درست شبیه بلایی که فیلمساز بر سر مخاطب می‌آورد. یک فضای عشقی، با طعم دغدغه‌های اجتماعی روزِ جامعه به مخاطب نشان می‌دهد و از فضای رئالیستی فیلمش برای نزدیک‌ شدن به مستند و واقع‌گرایی هم بهره می‌برد و ما را به دبی می‌برد تا از ما سواستفاده‌های ایدئولوژیک کند. از این نظر ابراهیم حاتمی‌کیا فیلم‌ساز شریف‌تر و به وقت شام فیلم شریف‌تری به حساب می‌آید چرا که اگر نقطه نظر ایديولوژیکی دارد، دستش را از رو نمی‌بندد و با فریب موضع خود را به مخاطب نمی‌خوراند.

فیلم لاتاری

برای درک بهتر سینمای واقع‌گرا اشاره کوچکی به تحلیل فیلم دزدان دوچرخه (Bicycle Thieves) ساخته ویتوریو دسیکا نوشته آندره بازن در کتاب سینما چیست؟ خواهیم کرد (ممکن است داستان کلی دزدان دوچرخه لو برود).

«کارگری یک روز تمام خیابان‌های رم را بیهوده زیر پا می‌گذارد و به دنبال دوچرخه ربوده شده‌اش می‌گردد. این دوچرخه، وسیله کارش بوده است و اگر پیدایش نکند باز بیکار خواهد ماند. در پایان روز، پس از ساعت‌ها جستجوی بی‌حاصل او نیز سعی می‌کند دوچرخه‌ای بدزدد. دستگیر می‌شود ولی آزادش می‌کنند. اکنون باز بیچاره است، ولی احساس شرم می­‌کند چون خودش را در حد یک دزد پایین آورده است.

اندیشه کلی فیلم چنان ساده است که شگفتی و خشم انسان را برمی‌انگیزد؛ در دنیایی که این کارگر زندگی می‌کرد فقرا باید از یکدیگر بدزدند تا زنده بمانند. ولی این اندیشه هیچگاه با این صراحت بیان نمی‌شود، بلکه رویدادها چنان با هم اتصال یافته‌اند که ظاهر یک حقیقت صوری را به خود می‌گیرند، ولی در عین حال ویژگی‌های داستانی را حفظ می‌کنند.»

نگاه دسیکا به ایتالیای پس از جنگ یک لذت غریب برای من دارد. در وضعیت بد اقتصادی، شرایط جنگ و تجاوز اندیشه‌های فاشیستی در جهان درست در موقعیتی که جنگ (یک اتفاق کاملاً بیرونی) عامل همه مشکلات است، نگا